بسیاری از نوآوری­های اجتماعی شکست می­خورند زیرا قادر به عبور از ورطه سکون[1] نیستند. در این نوشتار نگاهی خواهیم داشت به منابع، اکوسیستم­ها و مهارت­های مورد نیاز برای غلبه بر این مشکل.

با توجه به اضطرار و شدت مشکلات اجتماعی امروز، سرمایه­گذاران مشتاق به کشف راهکارهای اثبات شده و بی ­چون و چرایی هستند که به سرعت قابل اجرا و قابل گسترش باشند. بسیاری از سرمایه­گذاران با الهام از ابزارهای فناورانه عصر حاضر، به دنبال نسخه­ای مشابه Airbnb یا Facebook برای نوآوری­های اجتماعی هستند. متاسفانه، شکاف عظیمی بین انتظارات سرمایه­گذاران و حقایقی که نوآوران و تغییرآفرینان این عرصه هر روزه با آن مواجهند؛ وجود دارد. منابع، اکوسیستم­ها و دورنمای رشد در شرکتی نظیر Facebook بسیار متفاوت از موارد در دسترس برای فعالان نوآوری­های اجتماعی است.

ما نوآوری اجتماعی را راهکاری ساده برای یک مشکل اجتماعی تعریف می­کنیم که اثربخش­تر، کارآمدتر یا پایدارتر از راهکارهای موجود بوده و ارزش خلق شده به واسطه آن نصیب جامعه می­شود و نه افراد. هر نوآوری برای رسیدن به افراد بیشتر و گسترش به مناطق جغرافیایی جدید، مسیر متفاوتی را می­پیماید. موانع گسترش این نوآوری­ها، بغرنج­ترین مسائل در بین فاز هدایت و فاز گسترش در تکامل یک نوآوری اجتماعی هستند و معضلی را ایجاد می­کنند که «ورطه سکون» نامیده می‌شود. بدین معنا که ایده­های اثبات شده پیش از اینکه حداکثر تأثیر خود را برجای بگذارند در این ورطه گیر می­افتند.

منظور از «مقیاس پذیری[2]» چیست؟

تعریف جامعی از مقیاس­پذیری وجود ندارد. مرکز پیشرفت­های کارآفرینی اجتماعی دانشگاه دوک عنوان نموده است که «نوآوری­های اجتماعی مقیاس­پذیر می­شوند زمانی که اثرگذاری آن­ها افزایش یافته و به حد موردنیاز می­رسد.»

جفری مولگان[3] ابزار ارزشمندی را برای درک مسیرهای منحصربه­فرد و مختلفی که نوآوری­های اجتماعی برای گسترش مقیاس می­پیمایند، خلق نموده است. وی پنج مسیر را برای مقیاس­پذیر شدن شناسایی نموده که در ادامه به اختصار معرفی می­شوند: حمایت، شبکه­ها، برنامه­ها، تخصیص یارانه و کنترل مستقیم.

مسیرهای رشد و تکثیر

حمایت

گسترش از طریق حمایت، متقاعدسازی و ایجاد یک جنبش؛ مانند واکنش سازمان­های غیرانتفاعی محیط زیستی به آلودگی باران­های اسیدی در ایالات متحده

شبکه ­ها

رشد از طریق شبکه­های حرفه­ای؛ مانند طرح 12 مرحله­ای معتادان به الکل

برنامه­ ها

توسعه از طریق برنامه­ها و شراکت­ها، بعضاً با پرداخت، همراهی فنی و مشاوره؛ مانند برنامه گواهی تجارت منصفانه

تخصیص یارانه

گسترش به واسطه یک سازمان، با استفاده از تضمین کیفیت، سیستم­های عملیاتی و سایر پشتیبان­ها؛ مانند توسعه Grameen Bank در بنگلادش و سپس در کل دنیا

کنترل مستقیم

رشد ارگانیک یک سازمان، بعضاً شامل بده و بستان­ها، بعضاً با ساختار حاکمیتی فدرال مانند Amnesty International یا Greenpeace

 

سه مانع متداول برای دستیابی نوآوری­های اجتماعی به تأثیر گسترده عبارتند از: اعتبارات ناکافی برای رشد، ماهیت گسسته اکوسیستم نوآوری اجتماعی و شکاف استعداد. اگر عزم جدی برای رسیدن نوآوری­های اجتماعی به اثرگذاری گسترده داشته باشیم باید راهکارهایی را پیدا کنیم که بر این موانع غلبه کنند.

  1. اعتبارات ناکافی

نوآوران اجتماعی با مسیرهای پیچیده و اغلب دشواری برای بسیج منابع موردنیاز در تقویت اثرگذاری فعالیت­هایشان مواجه هستند. از بین استراتژی­های مقیاس­پذیری در طبقه­بندی مولگان، برخی بسیار سرمایه­بر و برخی نیازمند سرمایه کمتر هستند. هنوز هم حتی رویکردهای حمایت و شبکه به مقیاس­پذیری تأثیر اجتماعی، نیازمند منابع هستند.

اصطلاح دره مرگ[4] به زمان بین نخستین سرمایه­گذاری یک استارتاپ و زمان درآمدزایی آن اشاره دارد. در دره مرگ، سازمان نسبت به احتیاجات نقدینگی آسیب­پذیر است و ممکن است پیش از رسیدن به ظرفیت کامل خود با شکست مواجه شود. اما زمانی که یک شرکت از دره مرگ عبور کرد افزایش قابل توجهی در اعتبارات وجود خواهد داشت و می­تواند منابع سرمایه­ای مختلفی که پتانسیل بالای سودآوری را برای آن ممکن می­سازد؛ بهره ببرد.

برای نوآوری­های اجتماعی، افزایش اعتبارات کاملاً متفاوت است. تحقق رشد سرمایه مشکل است و اغلب کمبود منابع، نوآوری­های اثبات شده را پیش از فرصت دستیابی به ظرفیت کامل از حرکت بازمی­دارد. برای غلبه بر ورطه سکون، نوآوری­های اجتماعی باید به سرمایه­ای هم اندازه و هم سطح با بخش خصوصی دسترسی داشته باشند.

تأمین­کنندگان مالی نوآوری­های اجتماعی اغلب به مراحل اولیه نوآوری یعنی ایده­پردازی و نمونه­سازی­های اولیه گرایش دارند و مراکز رشد و شتاب­دهندگان بیشماری برای پشتیبانی از این مراحل در فرایند نوآوری ظهور نموده­اند. اما آماده­سازی برای گسترش مقیاس، هزینه­های سازمان را افزایش می­دهد زیرا سرمایه­گذاران باید فناوری­ها را بروزرسانی نمایند، افراد مستعد را در سطوح ارشد استخدام کنند و زیرساخت­ها را بهبود ببخشند. اما، این فعالیت­های حیاتی به ندرت نتایج فوری را به بار می­آورد و ممکن است برای تأمین­گنندگان مالی جذابیت کمتری داشته باشد.

علی­رغم ظهور امیدوارکننده سرمایه­گذران، نیروهای بازار جریان­های سرمایه را به سمت نوآوری­های اجتماعی سوق نمی­دهند زیرا امید به نرخ بازدهی مالی آن­ها به ندرت قابل رقابت با صنایع سنتی است. با توجه به مشوق­های سود کوتاه مدت اغلب سرمایه­گذاری­های ثابت، بسیاری از نوآوری­های اجتماعی نیازمند حمایت­های بشردوستانه هستند.

تأمین مالی نوآوری­های اجتماعی برای دستیابی به مقیاس­پذیری، نیازمند تعهد خلل­ناپذیر به هدف نهایی و صبر و انعطاف­پذیری بسیار زیاد است. برای تقویت چشم­انداز مالی برای گسترش مقیاس نوآوری­های اجتماعی، تأمین­کنندگان مالی باید انجام چهار عمل زیر را مدنظر قرار دهند:

  • افزایش میزان اعتبارات برای پشتیبانی از رشد و تکثیر
  • فعالیت به عنوان یک و نه صرفا یک تأمین کننده مالی
  • تأمین اعتبارات برای هزینه­های سربار
  • پذیرش میزان معقولی از ریسک، هنگام تصمیم­گیری درمورد میزان اعتبار

 

  1. اکوسیستم گسسته

بخشی که در انزوا گرفتار آمده یا رویکردی خصمانه­­­ای را اتخاذ کرده نمی­تواند به تنهایی به مقیاس بالای اثربخشی دست پیدا کند. بلکه، اقدامات مشارکتی و هماهنگ­کننده در بین بازیگران مختلف از بخش­های خصوصی، غیرانتفاعی و دولتی، ضروری است. به عنوان مثال، درمورد سرمایه­گذاری خرد، زمانی که سازمان­های غیرانتفاعی نظیر Grameen Bank در تأمین خدمات مالی برای افراد بدون حساب بانکی موفق شدند، سازمان­های نوآور از منابع دولت بهره­مند شدند.

تلاش­ها و مشارکت جمعی بین بخش­های غیرانتفاعی، خصوصی و دولتی برای گسترش مقیاس سرمایه­گذاری خرد به گونه­ای که امروز می­بینیم حیاتی بود. متأسفانه، پیچیدگی همکاری چندبخشی، با وجود این که این همکاری­ها اغلب برای گسترش مقیاس نوآوری­های اجتماعی سودمند هستند، بسیاری از نوآوری­های اجتماعی را از گسترش اثرگذاری باز می­دارد. زمانی که یک رویکرد چندبخشی به کار گرفته شود، پیچیدگی اکوسیستم چند برابر می­شود. هربخش دارای مجموعه منابع، قوانین، مشوق­ها، دانش و شبکه­های مختص خود است. سطح آگاهی متقابل پایین است و همکاری معنادار، غیرمتداول است. مشوق­های کنونی، همکاری را ترغیب نمی­کنند و سازمان­های کمی قصد دارند تلاش­ها، منابع و فعالیت­هایشان را روی هم بریزند تا نوآوری­های اجتماعی را به سمت اثرگذاری در مقیاس وسیع هدایت کنند.

برای تقویت فرصت­های همکاری در بین بخش­ها و ایجاد یک اکوسیستم منسجم­تر برای گسترش مقیاس اثرگذاری نوآوری­های اجتماعی، نوآوران اجتماعی باید سه اقدام زیر را مدنظر قرار دهند:

  • روابطی را در تمامی سه بخش ایجاد کنند
  • افزایش حمایت از «افراد کلیدی فراسازمانی» در توسعه روابط میان بخشی
  • تأمین اعتبار مشارکت­ها و همکاری­ها

 

  1. شکاف استعداد

برای هدایت نوآوری­های اجتماعی در دنیایی با تغییرات سریع، سازمان­ها نیازمند رهبران مستعدی هستند که توسط تیم­های مؤثر حمایت می­شوند. اعتبارات ناکافی و اکوسیستم­های گسسته نیازمند افراد ماهری است که نوآوری­های اجتماعی را در سفر طولانی به سوی اثرگذاری اجتماعی گسترده هدایت کنند. متأسفانه، جذب و حفظ افراد برای هدایت این پیچیدگی­ها، چالش بزرگی است.

مهارت­های رهبری موردنیاز در آغاز سفر، بسیار متفاوت از مهارت­های موردنیاز در طی ورطه سکون است. کاریزمای شخصی و کاردانی به کارآفرینان در فاز ایده­پردازی و هدایت کمک شایانی می­کند اما به عنوان سرآمدان عرصه نوآوری، مهارت­های پیچیده­تری برای ایجاد یک تیم قدرتمند، مدیریت یک هیئت مدیره رو به گسترش و ایجاد و حفظ شراکت­های موفق مورد نیاز است. علاوه بر این، با بزرگتر شدن سازمان­ها، پیچیدگی­های عملیاتی نیز به واسطه منابع انسانی، زنجیره­های تأمین و زیرساخت­ها بیشتر می­شود. این امر نیازمند تیم مدیریتی و کارکنانی است که دارای مهارت­های کارکردی و فنی بوده و در اکوسیستم­های پیچیده موفق عمل می­کنند. برای نیرومندسازی رهبران، مدیریت و کارکنان در جهت گسترش مقیاس اثرگذاری نوآوری­های اجتماعی، سازمان­های فعال در عرصه نوآوری اجتماعی باید اقدامات زیر را مدنظر قرار دهند:

  • روی تیم­ها سرمایه­گذاری کنند نه فقط مدیر عامل
  • مهارت­های مدیریتی پیشرفته و تفکر سیستمی را پرورش دهند
  • هیئت مدیره­ها نیازمند کسب مهارت­ها و ساختارهای فکری جدید همچون بینش جسورانه، رابطه­سازی ماهرانه و کاردانی عمل­گرایانه­اند

 

از این پس به کجا می‌رویم؟

برای رویارویی با مشکلات اجتماعی بزرگ نمی­توانیم دلخوش به گام­های کوچک باشیم. ما نیازمند جهشی بزرگ برای بشریت و برای سیاره خود هستیم تا مسائلی نظیر تغییرات جوی و تأثیر فناوری بر بازار کار را حل نماییم. ما بیش از هر زمان دیگری در تاریخ، مجهز به اطلاعات و منابع مادی هستیم. ما آموخته­ایم که نوآوری­های انتفاعی در کشور­هایی با نظام­های نوآوری قوی که حمایت­های مالی، مدیریتی و فنی را برای کارآفرینان و ایده­پردازان فراهم می­کنند به پیشرفت خوبی دست می­یابند. برای ایجاد نظام­های نوآوری اجتماعی پویا باید یک اکوسیستم جهانی را پرورش دهیم که بتواند از فرایند نوآوری اجتماعی از مرحله ایده­پردازی تا گسترش مقیاس پشتیبانی کرده به­گونه­ای که متضمن شود منافع راهکارهای اثبات شده به افراد و مکان­هایی با بیشترین نیاز برسند.

 

[1] stagnation chasm

[2] scale

[3] Geoffrey Mulgan

[4] valley of death